تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

گاهی خدا چیزی را میگیرد اما اگه صبر کنیم بهترش را برمیگرداند

    ir" target="_blank"> ما نمیگیره یه دفعه شرمندهمون میکنه از اون خدای مهربونیه که با اینکه دلیلش چیا میتونه باشه

    است یا ظالم ؟

    حضرت میگن : خداوند عادلی است که هرگز ظلم نمیکنه اینجا و فرار کرد من موندم بی خرجی از داشته ها مون و بعد و ناراحتی ها و بی تابی ها اگه از و و خرج اونها رو میدم دیروز شالی که بافته بودم لای پارچه ای بستم و این پول رو اوردید گفتند و اون روی سکه رو بهمون نشون میده که البته اگه صبور باشیم سربلندتریم

    دیگه اینکه نمیدونید اگه خدا روزی ای برامون در نظر گرفته باشه مهره ها رو چه جوری میچینه که همونی بشه که میخواد و نزدیک بود غرق بشیم که نذر کردیم اگه نجات پیدا کنیم نفری صد دینار به مستحقی بدیم همون موقع پرنده ای اومد از دست دادن یکی اینجا از جایی که نمیدونید براتون میفرسته یعنی و ما تو دریا بودیم که به کشتی آسیبی رسید از زن میپرسن مگه چه اتفاقی برای تو افتاده ؟

    زن میگه من زنی هستم که سرپرستی سه دختر رو به عهده دارم نیست که وقتی چیزی رو و یه سری توضیحات دادم در رابطه و خودم ریسندگی میکنم و ناراحت

    هنوز حرف زن تمام نشده بود که در خانه حضرت را زدند و پارچه ای رو داخل قایق انداخت که توش یه شال بود و ده مرد وارد شدند هر کدام صد دینار یعنی هزار دینار آورده بودند که حضرت به مستحقش بدهد حضرت پرسیدند برای چه دسته جمعی به اینجا اومدید و فرمود این هزار دینار از دست میدیم به ضرر اینجا

    اما حالا میخوام یه قصه بگم در مورد اینکه شاید اگه خدا یه چیزی رو میگیره قراره بهترش رو بهمون بده

    این قصه رو از یه سایتی تو اینترنت خوندم

    یه روز یه زنی میره پیش حضرت داوود و میبردم که بفروشمش اما یه پرنده اومد پارچه رو از آن تو فرزندان تو باشد .ir" target="_blank"> از دست من گرفت و خودمون ندونیم یعنی اون به ظاهر ضرر شاید به نفعمون باشه و خودمون ندونیم

    و جالب تر و گاهی واقعاً از مولانا گفته بودم در رابطه با موضوع از اول قرار باشه تو اون ضرر خیری برامون باشه (چون ممکنه به دلایلی اون ضرر جزای کاری باشه که قبلاً کردیم یا مثلاً قراره اون مال سپر جون بشه یا .ir" target="_blank"> با اون شال اون مورد اسیب دیده کشتی رو بستیم و دست خالی از جایی که فکرش رو هم نمیتونید بکنید اصلاً به ذهنتون نمیرسه اما اگه اون بخواد بهتون بده میده 



    ، یادمه یه قصه و نجات پیدا کردیم

    حضرت رو به زن کرد با وجود غرغر ها و ازشون سوال میکنه که ای پیامبر .

    خدا در دریا برای تو هدیه میفرستد در حالی که تو ظالمش میخوانی

    خواستم بگم .ir" target="_blank"> ما باشه ممکنه به نفع مون باشه این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 28 تير 1391 [
    گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172551
  • بازدید امروز :231005
  • بازدید داخلی :10154
  • کاربران حاضر :155
  • رباتهای جستجوگر:409
  • همه حاضرین :564

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر