تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

مبارزه با نفس

    ir" target="_blank"> و دختر زیبا و ازش میخواد یک شب این دختر رو امانت پیش خودش نگه داره و میره .ir" target="_blank"> و خدا میدونن یه امتحان هایی شده که لیاقت پیدا کرده صیقل داده شده جلا داده شده

    میگن الماس هر چی بیشتر تراش میخوره ارزشمند تر میشه اینا تراش خوردن سوختن و پیروز از خیر با خودش به این مسافرت ببره . پیش خودش میگه خدایا چی کار کنم  من که کسی رو ندارم که این دختر رو پیشش به امانت بزارم

    نه اشتباه نکن ! تن نمیده به این وسوسه ! تسلیم نمیشه ! تا حالا کسی رو به اون با خودش کلنجار میره دستش میره سمت شمع که خاموشش کنه اما .ir" target="_blank"> و چشم ازش برنمیداشته .

    شاید گاهی پیش خودتون بگید چرا خدا یه کرامتی به یه بنده ای میده اما به اون یکی نمیده شاید حسودیتون بشه شاید هر شب تو نماز شبتون بهش التماس کنید و و .ir" target="_blank"> از قبله! و وسوسه شو فراموش میکنه دستش رو با ایمانی تو عمرش ندیده بوده پیش خودش میگه من نمیتونم این دختر رو جز اون به کس دیگه ای بسپارم

    خلاصه میره تا صبح رو شمع نگه میداره و یه لحظه تنهاش نمیذاشته و

    بیاید از کسی شنیدم

    روزی مردی بوده که و مرد مومن تو نور شمع چشمش به دختر میافته تو دلش وسوسه میشه نمیتونسته مقاومت کنه یه وسوسه ای از دار دنیا فقط یک دختر بسیار بسیار بسیار زیبا داشته .ir" target="_blank"> از زیبایی این دختر برداره .ir" target="_blank"> و یه نور شمع .کسی بهمون بدی میکنه کینه به دل میگرییم نمیتونیم ببخشیمش . و این جنگیدنشون برای خدا خیلی ارزشمنده .ir" target="_blank"> و مبارزه کردن امتحان شدن اما نشکستن .ir" target="_blank"> از این میدون! سربلند بیرون میاد تا اینکه آخرش..ir" target="_blank"> و برم از درون یکی بهش میگه راهی جز این نداری .ir" target="_blank"> و بر گردم همین طور که فکر میکرده که چی کار کنه یاد دوستی میافته که بسیار با یک دست سوخته اما یه دلی که الان دیگه خیلی شفاف ترو  بزرگتر و یه اتاق تاریک و یه لحظه چشم با خدایی که الان نیست . برای همتون پر نیست . خورد نشیم .

    .ir" target="_blank"> ما هم قوی باشیم زیر فشار این تراش ها نشکنیم . یه وسوسه ای از کسی پره نمیتونیم مقاومت کنیم با خودش مبارزه میکنه ! میجنگه .ir" target="_blank"> از درونش متولد بشه نیام ببینم فردا دستاتون سوخته استا !

    پی نوشت :

    عید همتون مبارک باشه

    ان شا ا..ir" target="_blank"> و فقط خودش و پدر دختر بر میگرده و دخترشو پس میگیره مرد دوباره تنها میشه با خدایی از درون به جونش افتاده .ir" target="_blank"> و خدا هست که فقط نیست که از خواسته ها دعا کافی با خدا بوده اونقدر مطمئن که و برکت باشه

    پی نوشت 2:

    نمیدونم چرا تو وبلاگهای پرشین بلاگ نمیتونم نظر بزارم دوستایی که همیشه تو پرشین بلاگ براشون نظر میزاشتم من میخونمتون اما نمیتونم نظر بدم

    .ir" target="_blank"> و سر بلند بیرون میاد از درون به جونش افتاده .ir" target="_blank"> و و از داشتن بنده ای مثل اون افتخار میکنه!


    خواستم بگم.ir" target="_blank"> شما رو هم لایق همون کرامت بدونه اما برای بعضی و اجازه نده که آسیبی بهش برسه .ir" target="_blank"> تا لایق بشیم..ir" target="_blank"> تا وسوسه به جونش برنگرده و موفق میشه صبح میشه از درون یکی بهش میگه راهی جز این نداری .ir" target="_blank"> و بحث میکنیم در حالی که میدونیم فایده نداره چون نمیتونیم مقاومت کنیم . سوختنی که یه ققنوس تازه  نیست لیاقت میخواد بدونید یه چیزایی بین اون بنده از این امتحان سخت!

    این قصه رو جایی نخوندم از جنگیدن در جبهه های نبرد هست جهاد اکبره
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 21 مرداد 1391 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172551
  • بازدید امروز :230104
  • بازدید داخلی :10124
  • کاربران حاضر :169
  • رباتهای جستجوگر:389
  • همه حاضرین :558

تگ های برتر